رقص عشق


از من خبرت که عشق اساس ،  هستی است

سرّی است مگو نهفته او در دستی است

برخیز بتا به رقص این عشق و خموش

کو باده ی نابست و شراب مستی است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *